تبليغاتX
ِِضدپسر!!!Anti Boy
   
ِِضدپسر!!!Anti Boy
از دادن فحش اکیدا خودداری کنید!!!!
 
 
آرشيو مطالب

آبان 1387

شهریور 1387

مرداد 1387

تیر 1387

خرداد 1387

اردیبهشت 1387

____________________
مطالب اخير

Happy Girls Day

خلقت زن!!!

!!!Be carefull

خصوصیات یه پسر خوب!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟

به نام ان که دختر را افرید تا بو قلمو هایی مثل پسر ها برای ما قیافه نگیرند !!!

پسر = شپش

کارهایی که پسرای ایرونی عمرا نتونن انجام ندن!!!!!

سیر نزولی و انقراض مرد ها در تاریخ!!!!

مامانی جونم قربونت برم من !!!

Down With Boys

____________________
پیوند ها

secret

خشن اما خونسرد

ღ♥ღبه امید چتر فردایت خیس بارانمღ♥ღ

anti bOy

بی تو بودن کار من نیست !

پریا جوون

نمی دونم ...

دختر ، برتر از پسر آمد پدید !!!

وبلاگ مدرسمون

قالب وبلاگ

____________________
امكانات جانبي

RSS 2.0

 
 
 

پنجشنبه نهم آبان 1387

Happy Girls Day

نمونه ای از نسل انقراض یافته ی پسرا

روز دختر به همه ی دخی ها تبریک می گم

ببینین خداییش پسرا آدم حساب نمیشن وگرنه روز پسر هم داشتیم مگه نه؟

 
 

پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1387

خلقت زن!!!

از هنگامي كه خداوند مشغول خلق كردن زن بود  شش روز مي گذشت . فرشته اي ظاهر شد و عرض كرد: " چرا اين همه وقت صرف اين يكي مي فرماييد ‌؟ "

خداوند پاسخ داد دستور كار او را ديده اي؟

بايد كاملا قابل شستشو باشد اما پلاستيكي نباشد.بايد دويست قطعه متحرک داشته باشد، که همگي قابل جايگزيني باشند.بايدبتواند با خوردن قهوه تلخ بدون شکر و غذاي شب مانده کار كند.بايد دامني داشته باشد که همزمان دو بچه را در خودش جا دهد و وقتي از جايش بلند ميشود ناپديد شود.از زانوي خراشيده گرفته تا قلب بوسه اي داشته باشد كه بتواند همه دردها را درمان كند.و شش جفت دست داشته باشد.

فرشته از شنيدن اين همه مبهوت شد. گفت :" شش جفت دست ؟ امکان ندارد ؟ "

خداوند پاسخ داد " فقط دست ها نيستند. مادرها بايد سه جفت چشم هم داشته باشند."

خداوند سري تكان داد و گفت: تازه به اين ترتيب اين ميشود الگوي متعارف آنها.

فرشته سعي كرد جلوي خدا را بگيرد.تمامش كنيد اين همه کار براي يک روز خيلي زياد است. باشد فردا.

خداوند فرمود : نمي شود. مخلوقي را که اين همه به من نزديک است، چيزي نمانده.

بيماري، خودش را درمان کند، يك خانواده را با يك قرص نان سير كند.

فرشته نزديک شد و به زن دست زد.

اي خداوند او را نرم آفريدي. بله نرم است، اما او را سخت هم آفريده ام. تصورش را هم نمي تواني بکني که تا چه حد مي تواند تحمل کند و زحمت بكشد.

فرشته پرسيد :" فکر هم مي تواند بکند ؟"

خداوند فرمود نه تنها فكر مي كند بلكه قوه ي استدلال و مذاكره هم دارد.

فرشته متوجه چيزي شد و به گونه ي زن دست زد.

به شما گفتم كه در اين يكي زيادي مواد مصرف كرده ايد. مثل اينكه اين نمونه نشتي دارد.

خداوند مخالفت کرد : " آن که نشتي نيست، اشك است."

فرشته پرسيد : " اشک ديگر چيست ؟"

خداوند گفت : " اشک وسيله اي است براي ابراز شادي، اندوه، درد، نا اميدي تنهايي، سوگ و غرورش."

فرشته متاثر شد. شما نابغه ايد اي خداوند، شما فکر همه چيز را کرده ايد، چون زن ها واقعا حيرت انگيزند.

زن ها قدرتي دارند که مردان را متحير مي کنند.

همواره بچه ها را به دندان مي كشند.

سختي ها را بهتر تحمل مي کنند.

بار زندگي را به دوش مي كشند.

ولي شادي، عشق و لذت به فضاي خانه مي پراکنند.
وقتي مي خواهند جيغ بزنند لبخند مي زنند.(نشون دهنده ی متانت والای زن است)

وقتي مي خواهند گريه کنند، آواز مي خوانند.

وقتي خوشحالند گريه مي كنند.

وقتي عصباني اند مي خندند.

براي آنچه باور دارند مي جنگند.

در مقابل بي عدالتي مي ايستند.

وقتي مطمئن اند راه حل ديگري وجود دارد نه نمي پذيرند.

بدون کفش نو سر مي کنند، که بچه هايشان کفش نو داشته باشند.

براي همراهي يک دوست مضطرب، با او به دکتر مي روند.

بي قيد و شرط دوست مي دارند.

وقتي بچه هايشان به موفقيتي دست پيدا مي کنند گريه مي کنند و وقتي دوستانشان پاداش مي گيرند مي خندند.

در مرگ يك دوست دلشان مي شكند.

در از دست دادن يکي از اعضاي خانواده اندوهگين مي شوند،

قلب زن است که جهان را به چرخش در مي آورد

زن ها در هر اندازه و رنگ و شکلي موجودند.(سایز بندی دارن)

مي دانند بغل کردن و بوسيدن مي تواند هر دل شکسته اي را التيام بخشد.

کار زن ها بيش از بچه به دنيا آوردن است،

آنها شفقت و فکر نو مي بخشند آنها شادي و اميد به ارمغان مي آورند.

زن ها چيزهاي زيادي براي گفتن و براي بخشيدن دارند.

خداوند گفت : " اين مخلوق عظيم فقط يك عيب دارد."

فرشته پرسيد چه عيبي؟

خداوند گفت :" قدر خودش را نمي داند."

 

    من بعد از خوندن این داستان به همه ی شما دختران عزیز پیشنهاد می کنم بیایید دست در دست هم دهیم و قدر خود را بدانیم خداییش دیدین کارایی زن چه قدر زیاده ؟ حالا مردا

کار کنن پول در بیارن ول بگردن خیانت کنن مفت خوری کنن غر بزنن

قربون خدا برم که همه هنرمندیشو توی زن به کار برده

 
 

جمعه پانزدهم شهریور 1387

!!!Be carefull

 پسر ایرونی تا وقتی سه سالش بشه دوست نداره هیچکس بغلش کنه. وقتی یه زن یا یه دختر ماچش می کنه گونه هاش قرمز می شه و خجالت می کشه. ولی با رسیدن به سن چهار سالگی ذات پلید پسر ایرونی شروع به خودنمایی میکنه. مرتب خودشو به بهونه های مختلف می ندازه تو بغل زنا و دخترا . دنبال یه بهونه س که یه دخترو بوس کنه یا یه زن بوسش کنه. به شیش سالگی که می رسه دیگه نمی ذاره باباش حمومش کنه. برعکس سعی می کنه خودشو به مادرش بچسبونه ، بلکه با خودش ببردش حموم. به سن ده سالگی که می رسه شروع می کنه استفاده از ژیلت یازده بار استفاده شده باباش . هی این ژیلتو می کشه رو صورتشو ، آی کیف می کنه که مرد شده . دوازده سالش که شد نمی دونه چرا دلش می خواد با دخترای فامیل بازی کنه . سیزده چهارده سالش که شد فکر میکنه خیلی خوش تیپه. خیال می کنه مامانش اونو از روی مدل "آلن دلون" زائیده . مرتب تو خیابون راه می ره و دخترا رو نگاه می کنه و کم کم با بالاتر رفتن سن ، کمرش پایین تر میاد و دکمه یقه پیرهنش به سگک کمربندش نزدیک تر می شه(نکته کنکوری) . شونزده هفده سالگی دیگه یه چیزایی یاد گرفته . می دونه واسه بیرون رفتن باید لباس عجیب بپوشه . مثلا یه پیرهن نارنجی که رو سینه ش عکس یه جمجمه س می پوشه . رو کمرش نوشته : Just do it! (نکته فوق کنکوری) . وای وای وای... نگو خواهر... ... (این قسمت حذف شده و تو کنکور نمیاد) دیگه همین دیگه . آها... با بچه ها که می ره بیرون اسمش عوض می شه ، مثلا اگه اسمش سعید یا علی یا احمد یا جواد باشه تبدیل می شه به : دیوید ، جک ، زاپاس ، تمساح ، سرنتی پیتی ، حامی بچه ها (به یاد دایی احمد) ، خرچنگ ، یا بی بی...این قسمتم سانسور شده تو کنکور نمیاد. هجده نوزده سالگی می فهمه یه جایی به اسم پاتوق وجود داره که با رفقا توش جمع بشن . وای به حال اون دختر بدبختی که از کنار پاتوق رد بشه . بلایی سر دختره میاره که ...... کم کم یاد می گیره که دختر یعنی جنس لطیف . نباید مث تاتارا طرفش رفت . باید طوری با لطافت رفت طرفش که نفهمه می خوای گازش بگیری . باید با ملایمت رفت جلو و مخشو زد . فکر می کنه اگه خودشو آرایش کنه دخترپسند می شه. پس اول از همه موهاشو بلند می کنه. بعد یا موهاشو "فر شیش ماهه" می زنه یا "گلت" می کنه. بعدشم یه دمب اسبی و... تمام. دخترکش شد اروای عمهاش "هدف ما جلب رضایت شماست" این شعارو سرلوحه کارش قرار می ده و می ره بوتیک یه جعبه لوازم آرایش می گیره صد و سی تومن . بار اول دوم چون بلد نیست زیر ابرو برداره زیر و بالا رو با هم برمی داره و اصلا ابرو نمی ذاره . ولی خوب از اونجا که "انسان جایزالخطاست" اونم اینقدر تمرین می کنه تا کم کم یاد می گیره. سفید کننده می زنه به چه سفیدی... ریمل می زنه به چه سیاهی... رژ می زنه به چه قرمزی... می شه مث کلاه قرمزی... موهاشو که دمب اسبی می کنه سه تارو از سمت چپ و پنج تارو از سمت راست آزاد می کنه و می ندازه رو صورتش . اون دوتا تارموی اضافی سمت راستم حکایت داره. نماد خودشه و دختری که انشالا اونروز باهاش آشنا می شه. عشقه دیگه...چه می شه کرد ؟ یه زنجیر طلا گردنش می ندازه اونقدر پهن که آدمو یاد قلاده سگای "ژرمن شپرد" می ندازه . یه دستبند می ندازه دستش که چنان جرینگ جرینگ می کنه که آدمو یاد زنگوله "بزغاله های شبیه سازی شده به دست پژوهشگران توانمند ایرانی" می ندازه . بعد که کامل شد می ره سر مسیر وایمیسه . واسه شروع کار سعی می کنه مخ دخترای پنجم دبستانی و اول راهنمایی رو شیربرنج کنه . بعد کم کم ارتقا می گیره و می ره سر مسیر دبیرستانیا . اولش فقط با یکی دوست می شه ولی کم کم می فهمه هر چیزی یه زاپاس لازم داره ، پس می ره دنبال یه زاپاس واسه دوست دخترش... و از اونجایی که فکر می کنه هر چیزی یه زاپاس می خواد ، واسه زاپاسشم میره دنبال زاپاس و... اگه قیافه داشته باشه (پسره رو می گم) نونش تو روغنه . دخترا رو مجبور می کنه براش خرج کنن . ولی وای به حال اون بیچاره بدقیافه . مجبوره واسه دوست دختراش مرتب پیاده بشه... که ولش نکنن. می گذره و می گذره و می گذره تا کم کم می فهمه عاشق یکی از دخترا شده . از اونجا که آقا پسر خیلی حرفه ای تشریف داره شروع می کنه به آمار گرفتن از دختره که می بینه بله... آمار طرف پاکه و خانم از برگ گل پاک تره و قبلا با هیچکس دوست نبوده . شروع می کنه دوست دختراشو دور انداختن که فقط با همین یکی که عاشقشه بمونه . شروع می کنه واسه دختره خریدن کادو ، هدیه ، انگشتر ، تاپ ، شلوار ، روسری... می گذره تا اینکه یه روز زنگ می زنه گوشی "خانم بچه ها" می بینه "حاج خانم" جواب نمی ده . چن روزی زنگ مرتب زنگ می زنه و جواب نمی گیره . بخاطر دوری و بی خبری از عشقش مریض می شه . می برنش بیمارستان... که می فهمن بله... آقا ایدز داره. وقتی از بیمارستان میاد بیرون نتیجه گیریش از اتفاقات گذشته اینه : یه دختر عاشقم کرد ، خرم کرد ، مریضم کرد ، بدبختم کرد ، ولم کرد . و اون طرف معادله رو اینجوری می نویسه : دخترا رو عاشق خودم می کنم ، خرشون می کنم ، مریضشون می کنم ، بدبختشون می کنم ، ولشون می کنم ... نمیدونم این مطلب طنز بود یا واقعیت؟ ولی همیشه طنزها از واقعیت ریشه میگیرن امیدوارم شما ها حواستونو خوب جمع کنین

 
 

دوشنبه هفتم مرداد 1387

خصوصیات یه پسر خوب!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟

۱-یه پسر خوب امضا گواهی نامه اش خشک نشده به رانندگی خانمها گیر نمی ده

۲-یه پسر خوب بعد از تک زنگ سراغ تلفن نمی ره

۳-یه پسر خوب پشت چراغ قرمز با دیدن یه خانم ردیف ، چشماش مثه چراغای فولکس نمیزنه بیرون

۴-یه پسر خوب سر کلاس تا شعاع 3 متری هیچ خانمی نمی شینه

۵-یه پسر خو ب وقت بر گشتن به خونه ماشینش بوی ادکلن زنونه نمی ده

۶-یه پسر خوب هیچ وقت پای تلفن از کلمات"ساعت چند""کی میای""کجا""دیر نکنی هان" استفاده نمی کنه

۷- یه پسر خوب وقتی میاد خونه قرمزی رژ لب در هیچ نقطه ای از صورتش مشاهده نمی شه

۸-یه پسر خوب وقتی یه عابر رو میبینه که میخواد از خیابون رد بشه تعداد دنده رو از یک به چهار ارتقا نداده و قصد جون عابر رو نمی کنه

۹-یه پسر خوب زمانی که یه دختر خانم راننده رو میبینه ذوق زده نشده و در صدد عقده ای بازی بر نمی اد

۱۰-یه پسر خوب وقتی خودش ژیان سوار میشه روی بنز همسایه با سوییچ ماشین نقاشی نمی شه

۱۱-یه پسر خوب هر روز بعد از کلاس به نمایندگی از راهداری و شهرداری خیابون های شهر رو متر نمی کنه

۱۲-یه پسر خوب دکمه های پیراهنش رو از یک متر زیر ناف تا زیر چانه کاملا بسته و با سنجاق قفلی محکم می کنه

۱۳-یه پسر خوب به محض دیدن یه دختر خانم متین با شلوار برمودا و مانتوی تنگ کوتاه و شال باز دهانش به سان آبشار و چشماش همانند وزق نمی شه

۱۴-یه پسر خوب تقاضاهای نامربوطی از قبیل موبایل از خانواده نمی کنه

۱۵-یه پسر خوب برای احیای حقوق خود از زور بازو استفاده نکرده و کلمات رکیک مانند خر و الاغ به کار نمی گیره

۱۶-یه پسر خوب از معاشرت با دوستان بسیار خودمانی که عادت به بیان شوخی های نامربوط از قبیل حراج لفظی عمه و همچنین خواهر و مادر هستند امتناع می کنه

۱۷-یه پسر خوب به محض دیدن دختر همسایه رنگش لبویی شده و چشماش رو به آسفالت می دوزه

۱۸-یه پسر خوب روزی 10 بار هوس بردن آش نذری به دم در خونه ی همسایه که تصادفا دختر دم بخت دارند رو نمی کنه

۱۹-یه پسر خوب بیشتر از 5 دقیقه در دستشویی نمی مونه(نکته کنکوری)

۲۰-یه پسر خوب 5 ساعت در حمام آهنگ جواد یساری نخوانده وبرای همسایه ها آلودگی صوتی ایجاد نمی کنه

۲۱-یه پسر خوب اگر درد عشق گرفت در کوی و برزن عرعر عشق نکرده و آبروی خانوادگی خود را نمی بره

۲۲-یه پسر خوب با دوستانی که مشکوک به چت و لاابالی گری هستند معاشرت نمی کنه

۲۳-یه پسر خوب همانند خاله زنکها تلفن را قورت نداده و سالی به دوازده ماه دهانش بوی تلفن نمی ده

۲۴-یه پسر خوب هر صدایی از قبیل قارو قور شکم اهل خانه رو با صدای تلفن اشتباه نگرفته و یک متر به هوا نمی پره

۲۵-یه پسر خوب تنها جوک هایی رو بیان میکنه که مورد تایید 1.وزارت ارشاد اسلامی.2.وزارت بهداشت.3.وزارت مبارزه با تبلیغات استانی باشه.

۲۶-یه پسر خوب به جای اینکه پول خود رو در باشگاه بیلیارد و گیم نت و غیره دور بریزه بهتره حساب آتیه جوانان باز کنه و به فکر1000 سالگی خودش باشه

۲۷-یه پسر خوب همواره به اسم خود افتخار کرده و به هر کسی که می رسه نمیگه به جای اصغر اون رو رامتین و آرش صدا بزنند

۲۸-یه پسر خوب در اثر دیدن افراد غرب زده جوگیر نشده و سر زانو خودش رو جر نمی ده

۲۹-یه پسر خوب در جشن های فامیلی جو گیر نشده و نمی رقصه تا آبروی کل خاندان رو بر باد بده

۳۰-یه پسر خوب برای بیرون رفتن از خونه یه ساعت جلوی آینه نایستاده و بزک نکره و به موهاش ور نمیره

۳۱-یه پسر خوب در مهمانی های خانوادگی نوشیدنی های غیر مجاز از قبیل ماءالشعیر راتنها با رضایت نامه رسمی و کتبی پدر محترم استعمال می کنه

۳۲-یه پسر خوب هر زمان که عشقش کشید بازیر شلواری کردی چین پلیسه دار و یا شرت مامان دوز و رکابی همانند قورباغه به وسط کوچه نمی پره

۳۳-یه پسر خوب تنها برای رضای خدا و کاهش بار سنگین ترافیک و حمل و نقل درون شهری و برون شهری هر دختر خانم و یا خانمی را در رده سنی15 تا 25 سال دید سوار کرده و به مقصد می رسونه

 

حالا خداییش پسر خوب پیدا میشه

پیدا کنید جایزه بگیرید...................

جایزش هم اینه که اگه پیدا کردید مال خودتون..........نخواستید هم بی خیال.........مال بد بیخ ریش صاحبش........

راستی یه دختر خوب ... هووم ... آخه سخته دخترا همشون خوبن دیگه همه می دونن نیازی نیست بگم دیگه درسته مگه نه؟

 
 

دوشنبه سی و یکم تیر 1387

به نام ان که دختر را افرید تا بو قلمو هایی مثل پسر ها برای ما قیافه نگیرند !!!

به به به به

یه روز یه پسره می ره کتاب فروشی می گه کتاب پسر دانا دارین؟ فروشنده می گه آقا ما کتاب های تخیلی نداریم!!!

 

-------

 

خداوند گل را آفرید  و گفت لطیف است  

آسمان را آفرید  و گفت بهترین است

زن را آفرید و گفت  زیباست

مر د را آفرید و گفت  پیش می آید  دیگه ...

------

از كجا ميشه فهميد يه پسر ایروني هستي؟؟؟؟؟؟

 

اصلا فکر نکنید که من منظوری دارم اصلا فقط دوست دارم حقیقت ها رو بگم....

 

اگه در آن واحد هم فروشنده ماشین باشی هم خواننده

 

اگه هیچوقت حلقه عروسیت دستت نباشه

 

اگه روزی 5تا بسته سیگار بکشی ولی به همه بگی سیگار نمیکشی

 

اگه نوشیدنی مورد علاقت ودکا باشه

 

اگه 35سالت باشه ولی یه تار مو رو سرت نباشه

اگه همه برنامه های تلویزیون رو بببینی ولی جلوی بقیه از برنامه های اونا گله کنی

 

اگه همسرتو طلاق دادی ولی نمیذاری با کس دیگه بگرده

 

اگه تو مملکت خودمون مخ پزشکی هستی ولی تو آمریکا دم چلوکبابی کار کنی

 

اگه ادعا میکنی پدرت بهترین دوست شاه بوده

 

اگه خونه نداری و بیکاری ولی بی ام و میرونی

 

اگه شام اسپاگتی داشته باشی ولی با قاشق بیفتی به جون قابلمه

 

اگه دوستاتو واسه شام پیتزا دعوت کنی ولی یکم برنج هم دم کنی

 

اگه سگ داشته باشی ولی نذاری بیاد تو خونه

 

 
 

دوشنبه هفدهم تیر 1387

پسر = شپش

یه پسر خوب چه جوریه؟؟؟؟؟؟

 

پسرا ژل مي زنن به اون موهاشون.......عينک مي زنن به اون چشاشون

 ...اِوا خاک بر سراشون...

ريمل ميزنن به اون چشاشون ... ماتيک مي مالن به اون لباشون

 اِوا خاک بر سراشون ...

کروات مي زنن اون خوشکلاشون... واسه دوست دختراشون ... (البته اگه خوشگل وجود داشته باشه توی پسرا!!!!فقط واسه قافیه شعر بود همین!!!)

اِوا خاک برسراشون ...

کلاسور مي زارن زير بغلاشون ...يک کت مي پوشن قدباباشون... يه جفت کفش مي پوشن هرت براشون ... يکم ريش مي زارن نوک چونه هاشون پرفوسور مي شن جون ننه هاشون ...

 اِوا خاک بر سراشون...

 

------------------

وخداوند این چنین زن و مرد را به تکامل رسانید!!!!!!

 
 

دوشنبه دهم تیر 1387

کارهایی که پسرای ایرونی عمرا نتونن انجام ندن!!!!!

 

   
-با داشتن هیکلی ضایع تی شرت تنگ نپوشن......

نزنن....
after shave -از کلاس پنجم دبستان سه تیغه نکنن و

-جلوی مدرسه دخترانه نایستن و سیگار چاق نکنن....-با دیدن یک فروند دختر جو زده نشده و تیکه جواتی بار نکنن...

ـ پس از ورود به دبیرستان سیگاری نشده باشن...

ـ در مقابل دختر ها احساس بامزه بودن نکنن و چرت و پرت نگن...

ـ ادعای با معرفتی و با مرامی وخلاف سنگین نکنن....

ـ کت وشلوار صورتی با پیراهن زرد نپوشن و کروات قهوه ای نزنن....

تاشون قول ازدواج ندن.....
Nتا دختر رفیق نباشن و به N-در آن واحد با

ـ از
۹ سالگی پشت ماشین باباشون نشینن وپدز ماشین رو درنیارن.....

ـ احساس خوش تیپی نکنن و خود را دختر کش ندونن......

و از همه مهمتر : پس از خوندن این مطالب جنبه خود را نشون نداده و مرام و با حالی خود را اثبات نکنن

 حال کردین؟؟ نه؟

 
 

چهارشنبه پنجم تیر 1387

سیر نزولی و انقراض مرد ها در تاریخ!!!!

سال 1332
دختر خانواده همراه با مادرش کنار حوض روی تخت چوبی نشسته اند و یک ظرف هندوانه قرمز جلوی شان است. دختر خانواده برای دختر همسایه تعریف می کند: آره زری جون، داداش فرمونم وقتی شنید این پسر لاغرمردنی به من متلک گفته همچین زدش که به سوسک می گفت خرس قطبی. تازه خود داداشم هم گفته می خواد برام یه شوهر خوب پیدا کنه. مادر دختر می گوید: خدا سایهء مرد را از سر هیچ خونه ای ورنداره
----------------------------------------------------------------------------------------------------
سال 1342
پدر خانواده با عصبانیت وارد اتاق می شود و پس از آنکه کمی جَنَم رو کرد و چهار تا کاسه کوزه را زد شکست، فریاد می زند: دخترهء چشم سفید حالا واسهء من دانشگاه قبول میشه... چشمم روشن... مردم از فردا نمی گویند آقا رضا غیرتِ تو شکر؟ هیچی دیگه ولش کن فردا می خواهد شلوار مدل برمودایی و مانتوی بدن نما بپوشد و نوبل صلح هم بگیره... زن اگر اجنبی ها بهش نوبل صلح بدهند مردم چی می گویند؟ مادر خانواده با لحن التماس آمیز می گوید: مرد، حالا چرا شلوغش می کنی؟ نوبل و برمودا چیه؟ دخترمون فقط دانشگاه قبول شده، همین... این قدر سخت نگیر... بالاخره با اصرارهای مادر، پدر قبول می کند دخترش به دانشگاه برود. وقتی پدر قانع شده سیگارش را روشن می کند و مادر می گوید: مرد، خدا سایهء تو را از سر ما کم نکند
----------------------------------------------------------------------------------------------------
سال 1352
فریادِ مردِ خانواده تمام کوچه را پر می کند: چی؟! می خواهد برود سرِ کار؟! یعنی من این قدر بی غیرت شدم که دخترم بره سر کار و پول بیآره تو خونه؟ پس من اینجا هویجم؟ مگر این که بابت این بی آبرویی از روی نعش من رد شوید... کسی از روی نعش مرد خانواده رد نمی شود ولی دختر خانواده هم چند ماه بعد با وجود غرغرهای پدرش بالاخره سر کار می رود. صدای مادر خانواده به گوش می رسد: مرد، خدا تو را برای ما حفظ کند
--------------------------------------------------------------------------------------------
سال 1382
مرد خانواده: آخه خانم این چه وضعیه؟ روز اولی که آمدی خواستگاریم، گفتم دلم نمی خواهد زنم از این مانتوها بپوشد و آرایش کند، گفتی دورهء این اٌمٌل بازی ها گذشته، ما هم گفتیم چشم! بعد گفتی اگر خانه خریدی به جای مهریه خانه را به نامم کن، گفتم چشم! آن اول حق طلاق را هم از ما گرفتی، حالا هم می گویی بنشینم توی خانه بچه داری کنم؟ زن: عزیزم مگه چه اشکالی داره؟ مگه تو ماهی چقدر حقوق می گیری؟ تمام حقوقت هم بابت کرایه تاکسی، خرج ناهار خودت و مهد کودک بچه و جریمهء ماشینت می رود. حالا اگر بنشینی توی خانه و از بچه نگه داری کنی هم خرجمان کم می شود هم بچه مان وقتی بزرگ شد از کمبود محبتِ پدر و مادر رنج نمی برد... آفرین عزیزم ... خدا سایه ات را (فعلا) سر ما نگه دارد
--------------------------------------------------------------------------------------------
سال 1482
زن خانواده: عزیزم تو که انقدر فسیل نبودی. مثلا توی دوستانت به روشن فکری معروفی. آخه چه اشکالی دارد؟ این همه سال ما زن ها بچه دار شدیم حالا به کمک علم چند وقتی هم شما مردها از این کارها بکنید. اصلا مگر نمی گفتی جد بزرگت همیشه می گفته: چه مردی بود کز زنی کم بود؟ پس از مقداری بحث منطقی مرد بالاخره قبول می کند و نه ماه بعد وقتی بچه بغل وارد خانه می شود زن با عشوه می گوید: مرد ... یعنی سایه تو تا کی بالای سر ماست؟
--------------------------------------------------------------------------------------------
سال 1582
چند تا مرد دور هم نشسته اند و در حالیکه سبزی پاک می کنند آهسته مشغول تبادل نظرند. - آره... می گویند هدف این جنبش بازگرداندن حق و حقوق ضایع شدهء مردهاست... - حق با آقا جمشیده... ببینید این زن ها چقدر از ما سواستفاده می کنند؟ تا وقتی خونهء بابامونیم باید آشپزی و بچه داری و اینها را یاد بگیریم و توسری بخوریم، بعدش هم بدون مشورت زنمان می دهند و زنمان هم مارا استثمار می کند... - خب می گفتم... اسم این جنبش سیبیلیسم است و... در این حال با ورود خانم یکی از آنها بحث به زیاد بودن گِل سبزی کشیده می شود! زن می گوید: خدا سایهء شما مردها را از سر سبزی ها کم نکند
--------------------------------------------------------------------------------------------
سال 1882
رادیو، موج Fm، شبکهء پیام (صدای یک خانم) بااعلام ساعت نه شب شما خانم های عزیز را در جریان آخرین اخبار رسیده قرار می دهم. به گزارش خبرگزاری بانوپرس دقایقی قبل سایهء آخرین نمونهء نادر از جنس (مرد) از روی کرهء زمین محو شد! پس از پایان عمر این آخرین بازمانده از شاخهء زینتی مردها از این پس نام این موجودات را فقط در کتاب های تاریخ می توان پیدا کرد. ساعت 9 و 15 دقیقه با خبرهای جدیدی در خدمت شما خانم های !عزیز خواهم بود. دینگ دینگ

 
 

دوشنبه سوم تیر 1387

مامانی جونم قربونت برم من !!!

روز مادر به همه ی مامانای گل امروز دیروز و فردا تبریک می گم

 happy mum s day

من واسه مامانم نقاشی کشیدم شما چطور؟ من اصلا وجودم واسه مامانم کادوهه هدیه ی الهی

 
 

شنبه یکم تیر 1387

Down With Boys

به به سلام خوبید؟ خوشید؟ دماغتون چاقه؟ خوب این مدت سرم خیلی شلوغ بود و واسه همین وبلاگ از رونق افتاد از اولش که شروع کردم این ۶ مین وبلاگمه اونا هک شدن چون آدمای عقده ای توش زیاد بودن.  خوب می خوام از اهداف گسترده ی وبلاگمون بگم واستون ما اولا ضد پسریم نه اینکه مخالف وجود این عناصر زشت و بد ترکیب و مفسدین جامعه باشیم ها نه  وجودشون به آدم انرژی میده (یعنی میبینی بد تر از خودت هم توی جامعه همینجوری ول می گردن) خوب این از پسرا آنتی شایستگان هم هستیم یه مدرسه دخترونه توی اهواز که خیلی ادعا دارن و ... اونا منو می شناسن اما قبلا آشنا شدیم !!!!  خوب از تعداد ما هم اکنون ۱۰ تاست عضو جدید فقط دختر میگیریم  از فحش دادن بدمون میاد با منطق پیش میریم خوبه؟  پایه واسه کل انداختن هم هستیم (منظور رقابت سالمه ها )  در ضمن چهارشنبه ماها رو شوهر می دن به خاطر کارنامه هامون تورو خدا دعا کنین واسمون منتظر آپ های بعدی و بعدی و ... باشید این آپ خیلی کوتاه شد . در ضمن بزار یه کم دیگه بگم اگه کسی می خواد هک کنه و پس وبلاگ بزنه از بی عرضگی خودشه فقط خواهشا فحش ندید خواهش فکر نکنین بلد نیستیم بلد هستیم اما هر کس با فحش دادن شخصیت خودشو نشون میده  و از اونجایی که ما داریم کار فرهنگی میکنیم و فقط آدمای با شخصیت میان تو وبلاگمون دوست ندارم فکر بدی کنن

۱

۲

۳

!!!Lets Go

 
 

Weblog Themes By Pars Theme